عبد الحسين نوايى

400

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

مىگرديد . صرصر قيامت اثر وصول رايات جهانگشاى شاهنشاهى بساط عيش و عشرت متوطنين آن ممالك را به مثابه نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ « 1 » درمىنورديد و زهرهء شيران هژبر صولت از نمايش آفتاب جلالت و عظمت غازيان جهانتاز عالم‌سوز مانند سيماب مضطر و بيتاب و جگر نهنگان درياى شجاعت از التهاب نايرهء صدمت و هيبت جنگاوران جان‌ستان پيوسته در تنور سينه كباب مىشد . بعد از انقضاى مدت قليلى اكثر آن ولايت در تحت تصرف درآمده جمعى كثير و جمعى غفير از آن طايفه خذلان مآب از شعاع تيغ آبدار چون خفاش در زاويهء عدم و فنا مختفى و پنهان گرديدند و از حملات دليرانه جيوش دريا خروش رخت هستى به عالم نيستى كشيدند . ز كابل زمين لشكر بىكران * روان گشت چون سوى هندوستان ز هيبت به جنبش درآمد زمين * ز گردش بيفتاد چرخ برين غريو ستوران عالم نورد * قيامت در آن دشت بر پاى كرد به هر سو كه رايت برافراختند * در آن سرزمين محشرى ساختند بريدند سرهاى گردن‌كشان * فكندند تنهاى خسرو نشان ز تابيدن تيغ از بهر جنگ * ز غريدن رعد توپ و تفنگ روان جوى خون شد به روى زمين * چو افغان و هندو به چرخ برين بسى قلعه چرخ نيلى حصار * كه گرديد در يك يورش تار و مار درياى احسان و نوازش و نايرهء « 2 » غازيان كه چندين سال در جانفشانى مشغول و متحمل مشقت اسفار و سباح بحار گير و دار بودند به جوش درآورده از وضيع و شريف صغير و كبير جملگى غرق درياى زر و در بحر در و گوهر غوطه‌ور گرديدند و به حصول مدعيات و مأمولات كليه و جزئيهء خود بهره‌مند شدند و نواب همايون ما نيز سجدات شكر يزدانى به تقديم رسانيده ماليات و متوجهات و ساير وجوهات را به

--> ( 1 ) - الانبيا 102 ( 2 ) - به قياس ، يكى دو كلمه ساقط شده است .